تبليغاتX

كد بارش قلب


page rank google پيج رانك گوگل اين وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

مريم من
مريم من

عكس گزارش مطالب خواندني

تو را به جاي همه ي كساني كه نمي شناسم دوست مي دارم؛

تو را به جاي همه ي روزگاراني كه نمي زيستم دوست مي دارم؛

براي خاطر عطر نان گرم و برفي كه آب مي شود،تو را براي خاطر نخستين گناه دوست مي دارم؛

تو را به جاي همه ي كساني كه دوست نمي دارم،دوست مي دارم؛

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم.

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

دل من غمگین است ، غصه ام سنگین است


گرچه با هم نفسم زندگی شیرین است


میل گل در من نیست ، بال من خونین است


اشک غم باید ریخت ، رسم دنیا این است

 

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com   بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 سلامدوستان عزیز خوش آمدید

 

 نظر یادتون نره

   بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com   بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com  بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

تمام لحظه هاي دنيا واسه زمانيه که اصلآ

 انتظارشو نداري و هيچ لذتي بالا تر از دوست

داشتن نيست پس حالا که انتظارشو نداري

دوست دارم............

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

دلم گرفت از اين روزا  

از اين روزاي بي وفا

    از اين همه دربدري

       از گردش چرخ زمون 

     دلم گــــــرفت از آدما 

     ازآدمــــاي مــــهربون 

            از اون مترســکهاي پست  

            از هم دلاي هـــم زبــــون

تو هم که بي صدا شدي آهاي خداي مهربون 

  آهاي خداي عاشقا تويي فقط دل خــــوشيمون 

  آره دلم خيلي پره از غمــهاي رنگاووارنگ 

  ازجمله دوست دارم دروغهاي خيلي قشنگ  

   دلم گرفت از اين روزا 

  از آدمــــــــاي مهربون 

 از تو که با ما نبودي 

از اون خداي آســـمون  

    از اون خداي آسمون

         از اون خـــــــــــداي آسمون. . .

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

 

به یک فرشته گفتم برو معشوقم که عاشقش

هستم رو ببوس!!فرشته رفت و وقتی برگشت

دیدم چشماش اشکيه و گريه کرده!! به فرشته

 گفتم: معشوق مرا بوسيدي؟! فرشته گفت:

نه نشد !! به فرشته گفتم:چرا؟! فرشته مهربون

 گفت:دو فرشته هيچ وقت همديگرو را نمي بوسن...

 

 

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

مهم نیست فردا چی میشه ...


مهم اینه که امروز دوست دارم...


مهم نیست فردا کجایی...


مهم اینه که هرجا هستی دوست دارم...


مهم نیست که تا ابد باهم نباشیم...


مهم اینه که تا ابد دوست دارم...


مهم نیست قسمت چیه...


مهم اینه که قسمت شد دوست داشته باشم.

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت


این منم چون گل یاس نشستم سر راهت


تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم


اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم


اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده


تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده

 
اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم


میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم


تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند


تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |



مریم

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

 

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه یه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

به گل گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."

 

به پروانه گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."

 

به شمع گفتم: "عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."

 

به عشق گفتم: "آخر تو چيستي؟" گفت: "نگاهي بيش نيستم

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

باید دوست بدارم،

باید بی بهانه تو را دوست بدارم!!

گم شدم لا به لای حریم علاقه و احساس

و چهار سوی لیاقت را دزدانه می کاوم!

تازه می فهمم  اصلا نمی دانم از کدامین راه

به رویای سبز  باران می رسم؟!

سالهاست به خاطر یک سئوال ساده بیدار مانده ام!

دیگر حرفی نیست!

من تو را، بارن را ، این و آن را ،

دوست می دارم!

می خواهم به معنی تمام ترانه های خودم برسم!

من تو را دوست می دارم!

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود


تو آسمون آرزوت هزارتا بادبادک بود

 
تنگ بلوری دلت درست مث دل من


کلی لبش پریده بود همش پر ترک بود

 
وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی


توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود

 
چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم

 
که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟


تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید


راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود

 
دیگه نه از تو خبی بود ،‌ نه از آرزوهات


قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود


یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و


اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود

 
تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی


عاشقیمون یه بازی شاید ،‌ یه الک دولک بود


نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی


کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود


قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت


کسی که رو زخمای قلب من مث نمک بود.

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

 

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

مترسک ناز می کند


کلاغ ها فریاد می زنند


و من سکوت می کنم....


این مزرعه ی زندگی من است


خشک و بی نشان

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

MARYAM

 دوستت دارم 

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ، ولي جا نشد . پس گذاشتمش

 تو جيبم ، ولي جا نشد . در كيفمو باز كردم ، ولي جا نشد . تصميم

 گرفتم ببرمش توي اتاق ، ولي جا نشد . بنابراين يه خونه براش

گرفتم ، ولي جا نشد . با خودم گفتم: يه باغ ! آره ! ولي جا نشد .

 پس گذاشتمش توي قلبم ، حالا ديگه جاش خوبه خوبه ... تازه مي

 فهمم اين كه مي گن دل آدم مي تونه از دنيا هم بزرگتر باشه يعني

 چي .

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

گفتم که رفتنت یه روز ، قاب دلم رو می شکنه

                          گفتی که این بخت تو بود ، تقدیر تو شکستنه

هر وقت که بارون میزنه تو رو کنارم می بینم 
   

                         حس می کنم پیش منی،هنوزم عاشق ترینم

گفتم بمون اونروز میاد، غصه هامون تموم می شه
                                                   

               گفتی اگه با هم باشیم ،لحظه هامون حروم می شه

هر وقت که بارون میزنه، تو رو کنارم می بینم
                                                    

                         حس می کنم پیش منی، هنوزم عاشق ترینم


                                                آه....آه آه...........آه

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

 

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

به نیمه های شب قسم!
که من بهانه جو شدم
به بند بند اسم تو
اسیر آرزو شدم !...
...
سرک کشیده خواهشی
به ناکجای خانه ام
پرنده های یاد تو
نشسته روی شانه ام!
...
نفس نفس ،سکوت من
به دست تو ترانه شد
تمام انتظار تو ...
به سوی من روانه شد!
...
به شاخه های سرو من
کبوتری نمی پرد ...
صدای خواهش تو را
نسیم شب نمی برد !
...
ستاره های بغض من
عروس ابر پاره شد
نگاه تو ،به دست من
اشاره ای دوباره شد!
...
به سوی نردبان تو
مسیر من نمی رسد ...
به التهاب واژه ها
هجوم گریه می رسد!
...
بخوان به نام زندگی
سروده های بی ریا
و دعوتت نمی کنم...
خودت بسادگی بیا!
...
که من خزان خانه را
پر از جوانه می کنم
برای خنده رو شدن...
تو را «بهانه» می کنم
....

....مریم....

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت توسط محمد رضا كريمي مزرعه شاه| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس